نصرالله چند ماهی است که یک غرفه کتابفروشی در ابتدای بازار بامیان افتتاح کرده است.
او از عدم فروش کتاب در بامیان خیلی شکایت می کند، می گوید هفته ای یک کتاب به زور می فروشم، کتابهای شریعتی، هزاره شناسی، فرهنگ لغت و ...، آنهم کهنه و نسخه قدیمی داشت.
او قبلا" در بهسود کتابفروشی داشت، وضعیت کتابفروشی در آنجا را بهتر می داند.
از او نام اش را پرسیدم، گفت: نصرالله، گفتم پیشوندی چون کربلایی، حاجی، زوار یا تخلص نداری؛ گفت: الحمدلله ندارم.
با تعجب گفتم ایران نرفته ای؟
گفت: رفته ام اما سنگ، خشت و آهن را زیارت نکرده ام!!!
و ادامه داد در زمانها جنگ در بامیان در بخش فرهنگی حزب وحدت کار کرده ام از همان زمان به من می گفتند "انجینر نصرالله".
گفتم انجینر صاحب مهجوریت کتاب و کتابخوانی در زمانه فعلی همه گیر شده است، هفته پیش در جاغوری ( مرکز فرهنگی هزاره جات) هم که بودم، عده زیادی از روشفکران آنجا از جمله سخیداد هاتف از برافتادن رسم کتابخوانی شکایت داشت، شاید گناه تکنولوژی معلوماتی و دیجیتالی باشد.